that was close : نزدیک بودا!
مثال: that was close! You almost hit that man
مثال: she was close to death
live in hope of sth :
به امید چیزی زنده بودن ( in hope of doing sth )
I live in hope of seeing my son
be lost : یکی از معانی lost اینه : اعتماد بنفس نداشتن طوری که ندونی چیکار کنی و اکثرا هم با این چارچوب میاد: I’d be lost without…
مثال: I’d be badly lost without your help
” بدون کمک تو بد جور لنگ می موندم (نمیدونستم چیکار کنم)”
pop quiz :
به قول مترجمان وطنی یعنی “امتحان یهویی”! درواقع pop quiz همون امتحانیه که معمولا معلما بدون اطلاع قبلی و در قالب چند تا سوال (مثلا دو یا سه) از دانش اموزا میگیرن.
مثال: my math teacher gave us a pop quiz today
برچسب:
نویسنده: ادمین